چرا نمی خواهیم بدانیم نقاط قوت ما چیست؟

مقدمه

شاید برایتان جالب باشد که بدانید خیلی ها بعد از اینکه کمی از خودشان شناخت پیدا می کنند دیگر نمی خواهند بدانند که در چه حوزه هایی بهتر هستند. این مساله دلایل مختلفی دارد یکی از آن ها این است که فکر می کنند شاخه هایی که در آن ها استعداد دارند چندان به کار نمی آید. مثلا من آدم ارتباطی هستم. شاید این اشخاص بگویند که با این قابلیت چه کاری می توان کرد؟

باورهای غلط ما چیست؟

دو باور اشتباه در بسیاری از ما نفوذ کرده و اگر که این گونه تصور می کنیم بهتر است سعی کنیم آن را تغییر دهیم.

باور اشتباه اول 

این است که هر انسانی می تواند یاد بگیرد که در تقریبا هر زمینه ای ماهر و شایسته شود.
که البته شاید همه این طور فکر نکنند اما متاسفانه در بسیاری از منابع و کفتار ما دیده می شود که می گویند اگر تلاش کنی حتما موفق می شوی. اما این باور باعث بسیاری از شکست های انسان ها است و بهتر است اینقدر مطلق در موردش صحبت نکنیم. به طور کل می شود با اطمینان زیادی گفت که کارهایی هستند که شما هر اندازه هم تلاش کنید نمی توانید حداقل درآن بهترین شوید.

باور اشتباه دوم

این است که بزرگترین میزان رشدی که می توانیم کنیم در مواردی است که در ان ها بیشترین ضعف را داریم. یعنی بیشتر تمرکز ما روی این است که مشکلات خودمان را رفع کنیم بسیار جلو می افتیم.

یک بررسی که ما انجام دادیم به این نتیجه رسیدیم که در کشور خودمان هم به همین صورت است و بیش از ۵۵ درصد افراد اعتقادشان بر این بود که اگر نقاط ضعف خودمان را پوشش دهیم و آن ها را برطرف کنیم صرفا موثر تر است تا اینکه فقط روی تقویت نقاط قوت خودمان سرمایه گذاری کنیم و آن ها را رشد دهیم.

باور درست متناسب با ما چیست؟

اینکه چه طور باید فکر کنیم (باورها) و زندگیمان را بر اساس آن پیش ببریم اهمیت دارد. ما پیشنهاد می کنیم که به صورت زیر فکر و تامل کنید:
۱- استعدادهای هر کسی بی نظیر است.
۲- بیشترین میزان رشد هر انسانی در زمینه هایی است که بیشترین توانایی را دارد.
جالب شد نه؟

ما باور داریم که هر کسی منحصر به فرد است و البته توانایی های خاص خودش را دارد. اصلا نگران این نباشید که شما استعدادی ندارید. همه ما قابلیت های خودمان را داریم.

مورد بعدی این است که شاید بعضی ها فکر کنند که استعدادشان خیلی پرفایده نیست و راهی برای نمود پیدا نمی کند. نمی شود آن را برای دنیای امروز آماده کرد. نمی شود با آن کاری دست و پا کرد. یا از این دست موارد…

این را بدانید که

استعدادها همگی به یک شکل خودشان را نشان نمی دهند

اما بزرگترین توانایی یا نقطه قوت شما هسته رضایت شما را از زندگی تان مشخص می کند. به این شکل که اگر از آن ها استفاده شود و رشد کنند به شدت شما در زندگی تان شاد تر خواهید بود. مساله دیگر این است که راه استفاده از آن ها کمی متفاوت است اما قابلیت بروزشان کاملا وجود دارد و باید راهش را پیدا کنید.

موضوع دیگر این است که اگر کاری هم متناسب با آن نقطه قوت واقعا به هیچ شکلی وجود نداشت بتوانیم یا در زندگی غیر کاریمان از آن به بهترین نحو استفاده کنیم و یا آن را به شکل یک شغل درآوریم و کارآفرین شویم. یعنی آن را به ایده ای اقتصادی تبدیل کنیم و رشدش دهیم یا به مردم هم آموزش دهیم و کمک کنیم تا جامعه بهتری بسازیم.
پس باید سعی کنید که قوی ترین خصوصیت خودمان را پیدا کنیم و با تمرین و صبر آن ها را تقویت کنیم. بعد از آن نقش و و وظیفه ای را پیدا کنیم و یا به وجود بیاوریم تا هر روز که می گذرد از آن ها استفاده کنیم. هنگامی که این چنین کردیم بسیار موثر تر و موفق تر خواهیم شد.
تمام موفق ها همین کار را کرده اند. اگر باور نمی کنید لطفا یک مصاحبه ترتیب دهید و از ان ها بپرسید که آیا بیشتر روی نقاط قوتشان زندگیشان را برنامه ریزی کرده اند یا نقاط ضعفشان را صرفا از بین برده اند؟

اقدامک: در صورت اطمینان این کار را با چند فرد موفق که با آن ها ارتباط دارید انجام دهید

:اگر این مطلب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید

درباره نویسنده

من مجید سبحانی محقق و نویسنده در زمینه استعدادیابی و شخصیت شناسی هدفم این است به انسان ها خصوصا نوجوان ها و جوان ها توانمندیشان را نشان دهم و کمک کنم تا به بهترین حالت از خود برسند

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *