لذت زندگی با نقاط قوت

آیا حس خوبی به خود ندارید؟

تا به حال چند بار شده که از زندگیتان شکایت کرده اید؟

سهراب سپهری در اشعارش سروده است و ما هم آن را شنیده ایم و به روی خود نیاورده ایم که ” چشم ها را باید شست “

آیا واقعا خوب نگاه می کنیم؟


 

 

دنیای خوب یا بد؟

preview16 (5)

در دنیایی هستیم که اگر خوب نگاه کنیم، سرشار از خوبی ها است و ما بیشتر توجهمان را به غیر از آن معطوف کرده ایم. چرا که طبیعت اکثر آدمها همین هست. این یعنی اینکه باید خلاف جهت جریان فکری خودمان حرکت کنیم تا از این حالت خارج شویم

اما واقعا ما چطور زندگی می کنیم؟ آیا به این مساله توجهی می کنیم؟


 

یک تحقیق میدانی در میان تعدادی از مردم خودمان انجام دادیم و سوالی از آن ها پرسیدیم.

 

سوال این بود که به نظر شما مهم ترین عامل موفقیت از بین دو مورد زیر کدام است؟

رفع تمامی نقاط ضعف یا رشد نقاط قوت

اما نتیجه عجیب تر از چیزی بود که فکر می کردیم. بیش از نیمی از مردم مهم ترین عامل را توجه به نقاط ضعف اعلام کردند. شما چطور فکر می کنید؟


 

قبل از هر کاری اگر دچار اضطراب می شوید بخشی از آن به علت دید شما است. بخشی بخاطر نداشتن تمرین

 

آماده نشدن برای پیروزی آماده شدن برای شکست است

 

 

نقش تمرین را دست کم نگیریم

آماده شدن هم با تمرین به دست می آید. و تا وقتی تمرین نکرده ای، نمی توانی قضاوت خوبی از خودت و توانایی هایت انجام دهی

 

حالا دید خود را درست کن

preview16 (4)

بعد از این مرحله نوبت به دیدی درست از خود می رسد.

اینقدر که ما به نواقص توجه داریم کمتر به نقاط قوتمان توجه می کنیم.

مثلا شایع است که وقتی به خانه برگشتیم اول مشکلات را یادآور شویم. که این کار اشتباه است.


 

وقتی برای کاری آماده می شویم کار اشتباه این است که به نکته های منفی توجه کنیم و ترس و حال بدی از خود و کارمان پیدا کنیم. اما با دیدی بهتر می توانیم شرایط را به میزان زیادی به سود خود عوض کنیم.


مثالی روزمره برای نوجوانان و جوانان

مثلا تصور کنید که قرار هست فردا قرار هست ارائه ای را به شکل کنفرانس در مدرسه برای همکلاسی هایتان اجرا کنید و به میزان نسبتا کافی هم برای آن آماده شده اید.

تفکر اشتباه نفر اول

تفکر اول یا شخصی در این وضعیت می گوید وای من خیلی تپق می زنم. اصلا هم اعتماد به نفسم خوب نیست. مطمئنم خراب می کنم! او شروع می کند به دیدن نقص های خودش و شرایط را برای خودش بدتر و بدتر می کند


 

وقتی به هر چیزی فکر کنید آن را بزرگ تر می کنید به سبب انرژی ای که سمت آن می فرستید. نمی دانم این صحبت ها را قبول دارید یا خیر اما این را می دانم که در دنیا اثرش را به وضوح می توانیم مشاهده کنیم.


تفکر درست نفر دوم

تفکر دوم یا شخصی دیگر در همین وضعیت و با همان توانمندی ها را در نظر بگیرید. او خوبی های خودش را می بیند. قسمت هایی را به یاد می آورد که می تواند به خوبی ارائه کند.

 

با خودش می گوید لحن صحبتم مناسب است و از آن به بهترین نحو استفاده می کنم. یا مثلا خوب می توانم برخی چیزها را به یاد آورم و تشریحشان کنم.

 

یا اینکه در داستان گویی می توانم موفق باشم.

یا شاید هم اطلاعاتی از جایی قبلا بدست آورده ام که در ظاهر آن زمان به کارم نمی آمد اما حالا می توانم از آن ها به خوبی استفاده کنم و این باعث تمایزم از دیگران شود.

 

او به خوبی هرچیز خوبی که در خودش می بیند را به یاد می آورد و راه استفاده از آن ها را هم با خودش مرور  می کند.

 

فرق های خوش خیالی و خوش بینی بر اساس نقاط قوت

خوش بین بودن به نقاط قوت خود با بی خیالی و چیزهای دیگر فرق دارد. این را هم یادمان باشد که مرزی هست بین خوش خیالی و خوش بینی درست مبتنی بر نقاط قوت

 

روز موعود

بالاخره روز ارائه می رسد و هر دو با اینکه یک مقدار تمرین کرده بودند اما نتایج متفاوتی می آورند.

اولی ترسان و لرزان عباراتی را بیان می کند و فقط به فکر تمام شدن و خراب نکردن است. البته شاید هم خراب نکند اما مطمئنا این همه توان او نبوده است.

شاید برخی هم بگویند که می توانستی خیلی بهتر باشی.

یا اینکه حالت بدش این است که این را هم متوجه نشوند که او چقدر توانمندی داشته و بخاطر تردیدهایش نتوانسته به خوبی خودش را نشان دهد و کسی این مساله را هم متوجه نشده است.

 

اما فرد دوم با چاشنی هایی که به توانمندی هایش مربوط بوده است توانسته به خوبی ترکیبی خاص و البته خوب از ارئه اش ایجاد کند که نشان از توانمندی های منحصر به فرد خود او است نه شخص دیگری.

او ادای کسی را در نیاورد و خودش بوده و از این بابت نگران چیز دیگری نبوده است.

 

موهبت کامل نبودن

مساله دیگری که به این تفکر کمک می کند این است که متوجه شویم هر کسی نواقصی دارد و برای این کار خوب است که به زندگینامه آدم های موفق سری بزنیم.

 

آن ها را باور کنیم و این ناقص بودن را موهبتی برای بهتر شدن در نظر بگیریم.

:اگر این مطلب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید

درباره نویسنده

من مجید سبحانی محقق و نویسنده در زمینه استعدادیابی و شخصیت شناسی هدفم این است به انسان ها خصوصا نوجوان ها و جوان ها توانمندیشان را نشان دهم و کمک کنم تا به بهترین حالت از خود برسند

مطالب مرتبط

5 نظر

  1. مسعود زارعی

    نمی‌دانم چرا ولی معمول افراد بیش از نقاط قوت روی نقاط ضعف خودشان تکیه می‌کنند! حتی اگر بخواهیم به آنها بگوییم که خیلی نقاط مثبت در زندگی داری،‌مجبوریم حالتی که آن نقاط مثبت را ندارند به ایشان یادآوری کنیم!!!!
    مثلا پدری از اینکه فرزندش مدرسه می‌رود و برای انجام تکالیف و کاردستی‌ها هر روز یک فهرستی از اشیاء لازم را به او می دهد کلافه است! می‌گویم اگر فرزند نداشتی چی؟ اگر فرزندت مشکل جسمی یا روحی داشت چی؟

    پاسخ
    1. مجید سبحانی

      سلام خدمت شما دوست عزیز
      متشکرم از توجهتون. همانطور که سوال خوبتون هم موید این مساله هست

      همونطور که در قسمتی از مقاله عنوان شد انسان ها به طور طبیعی میل به منفی دیدن دارند البته عده ای هم هستند که مهارت خوش بینی را ذاتا در وجودشان دارند اما اغلب آدم ها برای رسیدن به مثبت اندیشی و نقاط قوت نیاز دارند تا دوره های ۴۰ تا ۶۰ روزه شروع کنند به یادداشت نکات مثبت و هر لحظه به خوبی هاشون توجه کنند. به این شکل مغز اون ها یاد خواهد گرفت که به شکل نرمال و با صرف انرژی بسیار کمتر کاملا مثبت فکر کنند و مثبت ببینند.
      به طور خلاصه عرضم این هست:
      ۱- حالت نرمال ما بدبینی هست و این مساله خیلی جای تعجب ندارد
      ۲- این حالت کاملا قابل برگشت هست
      ۳- برگشت به حالت مثبت اندیشی و توجه به نقاط قوت یک پروسه مهارتی هست که مثل هر مهارت دیگری نیاز به ممارست و تداوم دارد
      ۴- بعد از گذراندن این دوره ذهن به شدت مثبت گرا تر خواهد شد و این کار برخلاف قبل راحت تر می شود
      ۵- پیشنهاد برای مثبت اندیشی :
      الف) یادداشت ۵ نکته مثبت هر روز صبح و شب
      ب) توجه به نکات مثبت هر وقت که حالمان خوب نبود و تبدیل حال ناخوب به خوب
      ج) اطمینان از تغییر در صورت تمرین حتی با نتایج ناامید کننده ابتدای راه
      موفق و پیروز باشید

      پاسخ

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *